محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

412

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه اى مردم كوفه ! بدن‌هاى شما در كنار هم ، اما افكار و خواسته‌هاى شما پراكنده است . سخنان ادعايى شما ، سنگ‌هاى سخت را مىشكند ، ولى رفتار سست شما دشمنان را اميدوار مىسازد . در خانه‌هايتان كه نشسته‌ايد ؛ ادعاها و شعارهاى تند سر مىدهيد ، اما در روز نبرد ، مىگوييد اى جنگ از ما دور شو ! و فرار مىكنيد . آن كس كه از شما يارى خواهد ، ذليل و خوار است و قلب رها كننده شما آسايش ندارد . بهانه‌هاى نابخردانه مىآوريد ، چون بدهكاران خواهان مهلت ، از من مهلت مىطلبيد و براى مبارزه سستى مىكنيد . بدانيد كه افراد ضعيف و ناتوان هرگز نمىتوانند ظلم و ستم را دور كنند و حق ، جز با تلاش و كوشش به دست نمىآيد ! شما كه از خانه خود دفاع نمىكنيد ، چگونه از خانه ديگران دفاع مىنماييد ! و با كدام امام پس از من به مبارزه خواهيد رفت ؟ ! به خدا سوگند ! فريب خورده ، آن كس كه به گفتار شما مغرور شود . كسى كه به اميد شمابه سوى پيروزى رود ، با كندترين پيكان به ميدان آمده است ، و كسى كه بخواهد دشمن را به وسيله شما هدف قرار دهد ، با تيرى شكسته ، تيراندازى كرده است . به خدا سوگند ! صبح كردم در حالى كه گفتار شما را باور ندارم و به يارى شما اميدوار نيستم و دشمنان را به وسيله شما تهديد نمىكنم . راستى شما را چه مىشود ؟ دارويتان چيست ؟ و روش درمانتان كدام است ؟ مردم شام نيز همانند شمايند . آيا سزاوار است شعار دهيد و عمل نكنيد ! و بدون پرهيزگارى غفلت بورزيد و بدون دليل طمع بى جا داشته باشيد ؟ !